هوش مصنوعی

هوش مصنوعی چگونه زندگی ما را تغییر خواهد داد؟

۹آذر, ۱۳۹۴نیوز آی تیاخبار فناوریربات0 views0۰

در چند سال اخیر هوش مصنوعی به موضوع مورد علاقه‌ی فیلم‌های هالیوودی و بحث داغ مجامع علمی تبدیل شده است. از اظهار نظرهای ایلان ماسک و استفان هاوکینگ گرفته تا فیلم‌های سینمایی، نگاه غالب به آینده همراه با ترس است. اما به راستی هوش مصنوعی چگونه آینده‌ی ما را تغییر خواهد داد؟ آیا در رسیدن به مدینه‌ی فاضله به انسان کمک می‌کند یا جهنمی بر روی زمین برپا خواهد کرد؟

اگر طی یکی دو سال گذشته رسانه‌ها را دنبال کرده باشید، متوجه خواهید شد که به عقیده‌ی خیلی‌ها تنها چند سال تا نابودی انسان به دست هوش مصنوعی فاصله داریم.

از انتقام جویان جدید گرفته تا فیلم سال گذشته‌ی جانی دپ (Transcendence)، همه بر این نکته تاکید دارند که جدای از اینکه چه نوع هوش مصنوعی ظرف چند دهه آینده توسعه پیدا خواهد کرد، می‌توانید شرط ببندید که جهنمی برپا خواهد شد و روبات ها درس خوبی به خالق مغرورشان خواهند داد!

اما آیا این همه ترس از ماشین‌ها منصفانه است؟ در این مقاله قصد داریم به بررسی دنیای هوش مصنوعی از دیدگاه دانشمندان، برنامه‌نویس‌ها و کارآفرینانی که بر روی این زمینه کار می‌کنند بپردازیم و با آنچه که به عنوان “انقلاب بزرگ بعدی” در هوش ماشینی و انسانی از آن یاد می‌شود آشنا شویم.

آیا باید به انبار کردن گلوله و پر کردن خشاب‌هایتان برای جنگ با اسکای‌نت مشغول شوید یا در حالی که بر روی کاناپه استراحت کرده و نوشیدنی مورد علاقه‌تان را میل می‌کنید، پهپادهای دارای هوش مصنوعی از شما مراقبت خواهند کرد؟

دشمن را بشناسید

برای شروع باید بدانیم وقتی از عبارت هوش مصنوعی (AI: Artificial Intelligence) صحبت می‌کنیم،منظور دقیقاً چیست. از زمان معرفی مفهوم کامپیوترهای “خودآگاه” در سال ۱۹۵۵ توسط پدر هوش مصنوعی جان مک‌کارتی، تعریف دقیق عبارت هوش مصنوعی بارها مورد بازنگری قرار گرفته است.

قبل از هر چیز باید بدانید آنچه امروزه به هوش مصنوعی مشهور است به دو دسته‌ی “ANI” و “AGI” تقسیم می‌شود.

اولی مخفف Artificial Narrow Intelligence (هوش محدود مصنوعی) است و معمولاً به آن “هوش مصنوعی ضعیف” هم می‌گویند. این نوع هوش مصنوعی تنها می‌تواند در یک حیطه‌ی محدودی از تخصص فعالیت کند. برای مثال می‌توان به آبی بزرگ (Big Blue) اشاره کرد.

ابر کامپیوتری که IBM در سال ۱۹۹۷ ساخت تا بزرگ‌ترین شطرنج بازان جهان را شکست دهد. آبی بزرگ یک کار را بسیار عالی انجام می‌دهد: شکست انسان در شطرنج. اما تخصص آن به همین مورد محدود می‌شود.

شاید تا به حال متوجه این موضوع نبوده باشید، ولی همین حالا هم توسط هوش مصنوعی ضعیف یا ANI محاصره شده‌ایم.

ماشین‌هایی که عادات جستجوی شما درگوگلرا ردگیری می‌کنند و بر اساس هزاران متغییر مختلف تبلیغات مناسب را برای شما به نمایش در می‌آورند، بر اساس ANI های ابتدایی ساخته شده‌اند که در طول زمان سلایق شما را یاد می‌گیرند.

مثال دیگر فیلترهای هوشمند سرویس‌های ایمیل برای پاکسازی اینباکس شما از اسپم است. سیستم‌هایی که در یک لحظه بین میلیون‌ها پیام به جستجو می‌پردازند و تصمیم می‌گیرند که کدام یک واقعی است و کدام باید حذف شود.

ANI نسخه‌ی مفید و نسبتاً بی‌ضرر هوش ماشین است که می‌تواند به تمام بشریت سود برساند؛ زیرا اگرچه قادر به پردازش میلیاردها عدد و درخواست در یک زمان است، اما همچنان مقید به عمل در یک حیطه‌ی خاص است که آن عملکرد هم محدود به تعداد ترانزیستورهایی است که ما به آن اجازه می‌دهیم داشته باشد. در سمت دیگر، هوش مصنوعی‌ای که نگرانی بسیاری را بر انگیخته است “Artificial General Intelligence” (هوش عمومی مصنوعی) یا به اختصار AGI است.

ساختن چیزی که حتی با کمی اغماض بتوان نام AGI بر آن گذاشت می‌تواند بزرگترین دستاورد علوم کامپیوتر باشد و اگر روزی به آن دست پیدا کنیم، همه‌ی زوایای جهانی را که می‌شناسیم را تغییر خواهد داد. موانع زیادی برای رسیدن به هوش مصنوعی برابر با ذهن انسان وجود دارد.

یکی از موانع این است که هرچند شباهت‌های زیادی بین نحوه‌ی عملکرد مغز ما و شیوه‌ی پردازش اطلاعات توسط کامپیوترها وجود دارد، اما وقتی نوبت به تفسیر اطلاعات مانند مغز انسان می‌رسد، ماشین‌ها عادت بدی دارند که بیش از حد به جزئیات توجه می‌کنند. شاید حکایت کسی که برای تفریح به طبیعت رفته بود و “درخت ها نمی‌گذاشتند جنگل را ببیند!” به خوبی توصیف کننده‌ی این وضعیت باشد.

متاسفانه نمی‌تونم اجازه بدم همچین غلطی بکنی مایکل!

وقتی واتسون، ابرکامپیوتر IBM، بعد از خواندن دیکشنری اربن (Urban Dictionary) یاد گرفت فحش بدهد، ما تازه به درک درستی از این موضوع رسیدیم که تا رسیدن به هوش مصنوعی‌ای که قادر به مرتب‌سازی جزئیات تجربیات انسانی و ساختن تصویر دقیقی از آنچه آن را “فکر” می‌نامیم، بسیار فاصله داریم.

در طی مراحل توسعه‌ی واتسون، مهندسان در آموزش الگوی طبیعی گفتار، برای اینکه حرف زدن واتسون بیشتر شبیه گفتار خودمان باشد تا گفتار خام کامپیوتری با جملات کامل و دقیق، به مشکل برخوردند.

برای حل این مشکل آن‌ها با خود فکر کردند که ایده‌ی خوبی است که دیکشنری اربن (دیکشنری آنلاین شامل لغات و اصطلاحات کوچه بازاری) را بر روی بانک‌های حافظه‌ی واتسون اجرا کنند. بعد از انجام این کار بود که واتسون در یکی از آزمایش‌ها به یکی از اعضای تیم فحش داد.

معمای اصلی این است که علیرغم اینکه واتسون می‌دانست آنچه می‌گوید فحش است و فحش دادن توهین آمیز است، اما نمی‌دانست چرا نباید از آن کلمه استفاده کند. این مسئله موضوع مهمی است که هوش محدود مصنوعیِ (ANI) امروزی را از هوش عمومی مصنوعیِ (AGI) آینده متمایز می‌کند.

گرچه این ماشین‌ها می‌توانند مطالب را بخوانند، جمله بنویسند و حتی شبکه‌ی عصبی یک موش را شبیه‌سازی بکنند، اما وقتی موضوع تفکر انتقادی و مهارت‌های قضاوت مطرح می‌شود، هوش مصنوعی امروزی به طرز تاسف باری از ما انسان‌ها عقب است.

فاصله‌ی بین دانستن و فهمیدن بسیار است و افراد بدبین هم با اشاره به همین موضوع استدلال می‌کنند که تا خلق هوش مصنوعی‌ای که خودش را بشناسد (همانطور که ما متوجه وجود خودمان هستیم و خودمان را می‌شناسیم) فاصله‌ی زیادی داریم.

خودآگاهی یک حوزه‌ی بسیار بزرگ و پیچیده است؛ حوزه‌ای که نه مهندسین کامپیوتر و نه روانشناسان نمی‌توانند ادعا کنند که به طور کامل بر آن تسلط دارند. چه چیزی است که باعث می‌شود یک موجود خودآگاه باشد؟

اگر اسکای‌نت خودآگاه شود چه؟

حتماً به یاد دارید هوش مصنوعی مجموعه فیلم‌های ترمیناتور چطور آخر الزمان را برای بشریت رقم زد. اگر بتوانیم طی دهه‌ی آینده به هوش مصنوعی AGI دست پیدا کنیم (که با توجه به وضعیت فعلی بسیار خوش‌بینانه است)، آن وقت چه می‌شود؟ آیا انسان‌ها باربات‌های دارای هوش مصنوعی مسالمت آمیز زندگی‌ خواهند کرد؟

احتمالاً خیر. هنوز یک دسته‌ی دیگر از هوش مصنوعی باقی مانده است که به آن نپرداخته‌ایم. همان دسته‌ای که فیلم‌های هالیوودی قصد دارند ما را از آن بترسانند. Artificial Super Intelligence (ابر هوش مصنوعی یا هوش مصنوعی فوق هوشمند) یا به اختصار ASI. از لحاظ تئوری ASI از دل هوش عمومی مصنوعی (AGI) متولد خواهد شد.

AGI بدون اجازه‌ی ما تصمیم به انجام کارهایی خواهد گرفت و دست به ساخت ASI می زند. نگرانی که بسیاری از محققان دارند این است که زمانی که AGI به ادراک برسد، از آنچه دارد راضی نخواهد بود و هرچه در توان دارد انجام خواهد داد تا توانایی های خود را (از هر راهی که شده) افزایش دهد.

جدول زمانی احتمالی به این شرح است:

۱. انسان‌ها ماشین‌هایی دارای هوش مصنوعی می‌سازند.

۲. با پیشرفتتکنولوژی، این ماشین‌ها به تدریج از لحاظ میزان هوش با انسان برابر می‌شوند.

۳. ماشین‌هایی که حالا به باهوشی انسان‌هایی هستند که آن‌ها را ساخته‌اند، توانایی بازتولید، تکامل و بهبود خود را دارند. ماشین خسته و مریض نمی‌شود، مرخصی نمی‌گیرد و به تعطیلات نمی‌رود. درحالی که انسان‌ها شب‌ها مشغول خوابیدن هستند، ماشین‌ها در حال رشد و بلوغ هستند و این تکامل را انتهایی نیست!

نکته‌ی جالب اینجاست که این فرآیند آنطور که در بالا به آن اشاره شد تدریجی نیست و تنها چند نانوثانیه طول خواهد کشید تا ابرهوش مصنوعی به راحتی از هوش تمامی انسان‌های زنده پیشی بگیرد و اگر بهاینترنتوصل باشد، تنها لازم است اندکی از باهوش‌ترین هکر باهوش‌تر باشد تا کنترل تمامی سیستم‌های مرتبط با اینترنت را در تمام زمین به دست بگیرد.

وقتی که هوش مصنوعی کنترل را در دست گرفت، پتانسیل این را دارد که از قدرتش استفاده کرده و به آرامی ارتشی از ماشین‌هایی که به اندازه‌ی خودش باهوش هستند تشکیل دهد.

این ارتش با اضافه کردن گره‌های (Node) بیشتر به شبکه، به صورت تصاعدی تکامل پیدا خواهد کرد. از اینجا به بعد هر نموداری که از رشد هوش مصنوعی دیدهاید، به صورت یک خط عمودی در خواهد آمد که در اندک زمانی به سقف می‌رسد!

با تمام این تفاسیر، تمام این‌ها در حد حدس و گمان است. هنوز بعد از سال‌ها بحث داغ، نتیجه‌ی مشترکی به دست نیامده است که آیا ابرهوش مصنوعی به یک خدای بخشنده و مهربان تبدیل خواهد شد یا همانند فیلم ماتریکس به ما مثلویروساین سیاره نگاه خواهد کرد و همانطور که ما خانه‌هایمان را از حشرات پاک‌سازی می‌کنیم سعی در پاک کردن زمین از وجود انسان‌ها خواهد داشت.

آیا واقعاً باید نگران باشیم؟

حالا که دقیقاً با مفهوم هوش مصنوعی و انواع آن آشنا شدیم و با توجه به اینکه ممکن است این سیستم‌های هوشمند بخشی از زندگی ما را در آینده تشکیل دهند، سوال اینجاست که آیا باید نگران باشیم؟

پس از داغ شدن بحث هوش مصنوعی ظرف یکی دو سال گذشته بسیاری از بهترین دانشمندان، مهندسان و کارآفرینان دنیا هم درباره‌ی آن اظهار نظر کرده‌اند تا تصویر واقع‌بینانه‌تری نسبت به هالیوود از چند دهه‌ی آینده ارائه کنند.

از یک طرف کسانی مثل ایلان ماسک، استفان هاوکینگ و بیل گیتس ما را از آینده‌ی هوش مصنوعی می‌ترسانند و بدون ارائه‌ی راهکاری، عقیده دارند که در قطعیت نابودی بشریت به دست هوش مصنوعی شکی نیست و تنها بحث زمان مطرح است.

هاکینگ در نامه‌ای سرگشاده به جامعه‌ی هوش مصنوعی می‌نویسد:

می‌توان متصور بود که روزی چنین تکنولوژی در بازارهای مالی از ما باهوش‌تر، در زمینه‌ی تحقیقات از ما خلاق‌تر و از لحاظ سیاسی و در رهبری کردن انسان‌ها از خودمان هم زیرک‌تر باشند و همچنین سلاح‌هایی بسازد که حتی قادر به درک آن‌ها نیستیم.

تاثیر کوتاه مدت این هوش مصنوعی به این بستگی دارد که چه کسی آن را کنترل می‌کند و تاثیر بلند مدت آن به این بستگی دارد که آیا اصلاً می‌توان آن را کنترل کرد یا نه!”

در سمت دیگر خیلی‌ها نوید از آینده‌ای روشن می‌دهند. در این میان می‌توان به آینده پژوهانی مثل ری کورزوایل، محقق ارشدمایکروسافتاریک هورویتز و موسساپلاستیو وزنیاک اشاره کرد.

هاکینگ و ایلان ماسک هر دو از بزرگترین ذهن‌های معاصر هستند که زیر سوال بردن پیش‌بینی‌های آن‌ها از آینده و تاثیرات مخرب تکنولوژی کار آسانی نیست. وارد شدن به این قلمرو را (که هر کسی جرأتش را ندارد) به استیو وزنیاک دوست داشتنی بسپارید.

وقتی از او پرسیده شد که ابرهوش مصنوعی چگونه آینده‌ی بشریت را تهدید خواهد کرد، وزنیاک اینگونه پاسخ داد:

آیا ماشین‌ها با ما مثل خدایشان برخورد خواهند کرد؟ آیا مثل حیوانات دست‌آموز برای آن‌ها خواهیم بود و آیا ما را مثل مورچه‌هایی که بر روی آن‌ها پا می‌گذاریم خواهند دید؟ مطمئن نیستم، ولی وقتی فکر اینکه قرار است برای ماشین‌های هوشمند مانند یک حیوان دست‌آموز باشم از ذهنم عبور می‌کند … خب … سعی میکنم با سگ خودم خیلی خوب رفتار کنم.”

اینجاست که به یک معضل فلسفی بسیار ناخوشایند برخورد می‌کنیم که در مورد آن اجماعی وجود ندارد: آیا ابر هوش مصنوعی ما را مثل حیوانات خانگی بی‌ضرر خواهد دید و از ما مراقبت و با ما بازی خواهد کرد یا ما را مثل آفات ناخوشایندی می‌بیند که سزاوار مرگی سریع و بی درد هستیم؟

هاستا لا ویستا، بیبی

هرچند ادعای دانستن آنچه در ذهن “تونی استارک دنیای واقعی” می‌گذرد احمقانه‌ است، اما وقتی ایلان ماسک و دوستان ما را از خطر هوش مصنوعی بر حذر می‌دارند، منظور آن‌ها چیزی مثل ترمیناتور یا اولتران نیست.

حتی با سطح بالای تکنولوژی که به آن دست پیدا کرده‌ایم، روبات‌های امروزی به زحمت با سرعت چند کیلومتر بر ساعت راه می‌روند و هنگام رسیدن به موانع گیج شده و به طرز خنده‌داری زمین می‌خورند.

هرچند ممکن است کسانی به قانون مور اشاره کنند و با تعمیم آن به روباتیک، سرعت بالای پیشرفت را به ما یادآور شوند، بد نیست نگاهی به آسیمو هم بیندازند. رباتی که تقریباً ۱۵ سال پیش معرفی شد و با گذشت مدت زمان طولانی هنوز پیشرفت چشمگیری نداشته است.

علیرغم تلاش زیادی که در زمینه‌ی روباتیک در حال انجام است، سرعت پیشرفت آن به هیچ وجه با مدل پیشرفت تصاعدی تراشه‌های کامپیوتری قابل قیاس نیست. روباتیک با محدودیت‌های فیزیکی از جمله میزان انرژی قابل ذخیره در باتری، طبیعت و ذات مکانیزم‌های هیدرولیکی و کلنجار رفتن مداوم و بی‌پایان با مرکز ثقل مواجه است.

پس هنوز هم جای امیدواری است که حتی اگر یک ابر هوش مصنوعی‌ در یک سوپرکامپیوتر ثابت در یک سرور ایزوله در مزرعه‌ای در آریزونا به وجود بیاید، بسیار بعید است که بعد از گذشت زمانی کوتاه در خیابان‌های منهتن در حال دویدن برای فرار از دست یک دسته اسکلت فلزی باشیم!

در عوض، هوش مصنوعی‌ای که ایلان ماسک و هاکینگ اصرار دارند دنیا را از آن بترسانند، از نوع “اشغال کننده‌ی مشاغل” است. آن نوع از هوش مصنوعی که از ما سریع‌تر فکر می‌کند، اطلاعات را بدون اشتباه طبقه‌بندی می‌کند و شغل‌های ما را آن‌چنان بهتر از خودمان خواهد آموخت که قادر به تصور آن هم نیستیم. از طرفی همه‌ی این‌ها بدون درخواست بیمه، وام، مساعده و مرخصی استعلاجی برای رفتن به دیزنی‌لند برای ماه عسل است!

روبات‌های قهوه‌چی، کاپوچینوهای عالی

چند ماه پیش رادیوی ملی امریکا ابزار جالبی در وب‌سایتش معرفی کرد که با استفاده از آن می‌توانید از احتمال اشغال شغل‌تان توسط روبات‌ها ظرف ۳۰ سال آینده مطلع شوید.

برای بازه‌ی گسترده‌ای از مشاغل از جمله مشاغل دفتری، پرستاری، خدمات عیب‌یابی IT و حتی مسئول کافه، روبات‌ها به همراه هوش مصنوعی محدود (ANI) خود، میلیون‌ها نفر از ما را بیکار خواهند کرد و خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنیم میلیون‌ها نفر به نان شب‌شان هم محتاج خواهند شد.

اما این‌ها ماشین‌هایی هستند که برای انجام فقط و فقط یک وظیفه برنامه‌ریزی شده‌اند و توانایی محدودی برای فراتر رفتن از دستورات از پیش برنامه‌ریزی شده دارند که البته آن‌ها را هم از قبل با دقت طراحی کرده‌ایم.

آنچه گفته شد به این معنی است که در آینده‌ی نزدیک (۱۰ تا ۲۵ سال آینده) هوش مصنوعی محدود خطر واقعی و ملموس برای نحوه‌ی زندگی ما خواهد بود. خطری به مراتب جدی‌تر و واقعی‌تر از هوش عمومی مصنوعی (AGI) و ابر هوش مصنوعی (AGI).

از همین حالا هم می‌توانیم مشکلات ناشی از اتوماسیون که منجر به تغییر شدید توزیع درآمد بین کشورهای جهان اول و سوم خواهد شد را پیش‌ بینی کنیم. اما اینکه آیا این ماشین‌ها بالاخره سلاح به دست خواهند گرفت یا نه موضوع بحث دیگری است.

قدرت زیاد باعث تکینگی می‌شود

دیالوگ سایفر و اسمیت در فیلم ماتریکس را به یاد بیاورید:

من میدونم این استیک واقعی نیست. میدونم وقتی اون رو توی دهنم میذارم ماتریکس به مغزم میگه که آبدار و لذیذه. بعد از ۹ سال میدونی به چی رسیدم؟ اینکه سعادت در جهالته.”

هرچند هنوز به شدت بر روی بسیاری از جنبه‌های هوش مصنوعی اختلاف نظر وجود دارد، اما به نظر می‌رسد که بسیاری از دانشمندان و مهندسان حوزه‌ی هوش مصنوعی بر این موضوع اجماع دارند که خطر اصلی‌ای که ما را تهدید می‌کند افتادن در دام راحتی‌هایی است که دنیای هوش مصنوعی می‌تواند برای ما فراهم کند، نه اینکه اسکای‌نت پا به دنیای واقعی بگذارد و با ارتشی مسلح به دنبال نابودی ما باشد. بنابراین احتمال این وجود دارد که افول نهایی بشریت ناشی از پیشرفت آهسته و پیوسته‌ی ما به سوی خلق موجودی عظیم و ناشناخته نباشد.

بلکه بیشتر این احتمال وجود دارد که سقوط انسان نتیجه‌ی ناخواسته‌ی برخورد “غرور و تکبر” آدمی از یک سو و “ابتکار و خلاقیت” او از سوی دیگر باشد که موجب بروز تکینگی تکنولوژیک خواهد شد.

ترمیناتور را فراموش کنید و وال-ای را در نظر بگیرید. درست مانند ناوگان روبات‌هایی که انسان‌های فیلم پیکسار را مثل حیوانات اهلی پروار کرده بودند، ما انسان‌ها هم مشکلی با نگهداری شامپانزه‌ها در باغ وحش نداریم. تفاوت اینجاست که خارج از دنیای فیلم آیا هوش مصنوعی واقعی هم به همین میزان در حق ما لطف خواهد کرد؟

با در نظر گرفتن این نکته، بیشتر منطقی به نظر میرسد تا از دنیایی که در آن انسان‌ها در یک شبیه‌سازی مداوم واقعیت مجازی به سر می‌برند (مانند فیلم ماتریکس) بترسیم. دنیایی که انسان‌ها در آن مثل گلابی چاق می‌شوند و هر چیزی که بخواهند در دسترس‌شان خواهد بود، در حالی که ماشین‌ها به بقیه‌ی امور رسیدگی خواهند کرد.

در این حالت ابر هوش مصنوعیِ تکامل پیدا کرده، به ما به عنوان ویروس سیاره یا خاری در چشم نگاه نخواهد کرد؛ بلکه ما را میمون‌هایی دوست داشتنی خواهد یافت که اگر کمی شانس بیاوریم ما را مستحق اندکی اعتبار برای خلق دنیای جدیدی که خودش در آن خدایی می‌کند هم خواهد دانست.

در این رابطه، همه چیز به تعریف ما از “زندگی کردن” در دوران بعد از انقلاب هوش مصنوعی بازمی‌گردد. این ایده که از شرّ چیزهای “بی فایده” باید خلاص شد، مفهومی است که منحصراً انسان‌ها از آن استفاده می‌کنند و نمی‌توان انتظار داشت که اربابان ماشینی ما هم حتماً همین استاندارهای اخلاقی ما را اتخاذ کنند.

شاید انقلاب هوش مصنوعی در نهایت به شر مطلق منجر نشود، بلکه به دلسوزی و شفقت بدون تعصب و نامتناهی نسبت به تمامی انواع حیات بینجامد؛ صرف نظر از اینکه آن نوع از حیات چقدر خودخواه، مغرور یا زیان رساننده به خودش باشد.

بالاخره باید نگران باشیم یا نه؟

بستگی دارد از چه کسی بپرسید. در هر صورت سوال ما نباید این باشد که “آیا هوش مصنوعی به واقعیت خواهد پیوست یا نه؟” چرا که جواب مثبت است و هیچ‌کدام از ما قادر به جلوگیری از آن نیستیم. با توجه به جوانب مختلف، سوال اصلی (که پاسخ به آن چندان راحت نیست) این است که “آیا هوش مصنوعی نسبت به ما ترحم خواهد داشت؟

حتی بعد از پیوستن بعضی از بزرگترین مغزهای متفکر معاصر به این بحث، اینکه هوش ماشینی طی ۲۰، ۳۰ یا ۵۰ سال آینده به چه صورت خواهد بود همچنان در هاله‌ای از ابهام است.

چرا که با هر بار معرفی یک تکنولوژی جدید ساخت پردازنده‌، یا کشف مواد جدید برای ترانزیستورها، آنچه به عنوان مقوله‌ی هوش مصنوعی می‌شناسیم تغییر ماهیت داده و به چیز کاملاً متفاوتی تبدیل می‌شود.

ادعای اینکه دقیقاً بدانیم که چه اتفاقی خواهد (یا نخواهد) افتاد مانند پیش‌بینی این است که در تاس انداختن بعدی کدام دو عدد رو خواهند شد.

چیزی که با اطمینان می‌توان گفت این است که در آینده‌ی نزدیک اگر بخاطر پر شدن جای شما توسط یک روبات از کار بی‌کار شدید، چندان شوکه نشوید.

بر اساس تحقیقی که در سال گذشته در اجلاس هوش مصنوعی در کبک کانادا صورت گرفت، کمتر از نیمی از شرکت کنندگان بر این باور بودند که هوش مصنوعی واقعی قبل از سال ۲۰۲۵ ظهور خواهد کرد. در حالی که بیش از ۶۰ درصد شرکت کنندگان گفتند که حداقل تا سال ۲۰۵۰ باید منتظر بمانیم.

صحبت از یک تاریخ دقیق برای ظهور هوش مصنوعی کمی شبیه این است که بگوییم ۳۴ سال آینده در چنین روزی باران خواهد بارید.

فاصله‌ی زمانی بین دستیابی به یک هوش عمومی مصنوعیِ (AGI) واقعی و ظهور ابرهوش مصنوعیِ (ASI) پیشرفته آنقدر کم است که همه چیز یا بسیار درست پیش خواهد رفت، و یا به طرز وحشتناکی غلط! و تمام این اتفاقات به شدت سریع رخ خواهند داد.

اگر چه ما انسان‌ها از لحاظ تکنولوژیک به پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای دست پیدا کرده‌ایم و برای مثال با رایانش کوانتومی فاصله‌ی چندانی نداریم و اسمارت‌فون‌هایی که می‌سازیم بسیار پیشرفته هستند، اما هنوز در ابتدای راه درک اینکه “چرا” اینگونه درباره‌ی مسائل مختلف فکر می‌کنیم یا اینکه خودآگاهی از کجا می‌آید هستیم.

تصور اینکه تصادفاً هوش مصنوعی‌ای بسازیم که مملو از خطاها و نقصان‌های تکاملی خود ما انسان‌ها باشد (قبل از اینکه حتی بدانیم چه چیزی ما را “انسان” می‌کند) از آن قبیل کارهای جنون آمیزی است که مختص ما انسان‌ها است.

اگر واقعاً از آخر الزمان ماشینی وحشت دارید، بهتر است به جای انبار کردن کنسرو، سلاح و مهمات به یادگیری نویسندگی، نقاشی و برنامه‌نویسی روی بیاورید؛ چرا که از طرفی تهدید واقعی هوش مصنوعی گرفتن شغل شماست و از طرف دیگر حتی بر اساس محافظه‌کارانه‌ترین برآوردها هم دهه‌ها تا ظهور ماشین‌هایی که بتوانند از عهده‌ی مشاغلی که به آن‌ها اشاره شده برآیند فاصله داریم.

ذهن انسان به قدری مملو از نبوغ، خلاقیت و ابتکار است که هوش مصنوعی در سطح روبات گارسون یا قهوه‌چی نمی‌تواند با آن رقابت کند.